ترجمه "her" به فارسی

او, (حالت مفعولی : she) به او (مونث), (مونث) مال او بهترین ترجمه های "her" به فارسی هستند.

her noun pronoun دستور زبان

Belonging to her. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • او

    adjective

    belonging to [..]

    I'd never expected to meet her in a place like that.

    هرگز انتظار نداشتم در چنین جایی با او ملاقات کنم.

  • (حالت مفعولی : she) به او (مونث)

  • (مونث) مال او

  • ترجمه های کمتر

    • از آن او
    • او را
    • مخفف : نشان های خانوادگی (یا اشرافی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " her " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Her
+ اضافه کردن

"Her" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Her در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "her" با ترجمه به فارسی

  • (مونث) مال او (اغلب پس از of می آید)
  • (جانور شناسی) قزل آلای امریکایی (cregonus artedii - بومی دریاچه های پنجگانه ی امریکا) · شگماهي درياچهاي · ماهی سفید
  • وا هجوت ریز
  • کسی را بحال خود گذاشتن یا رها کردن
  • (خوراک پزی) فیله ی ماهی هرینگ
  • بلرزانش، به لرزش در آر
  • با او حرف بزن
  • (جانور شناسی) گاکی شمالی Larus argentatus - بومی آبهای شمالی) · کاکایی شاه ماهی خوار
اضافه کردن

ترجمه های "her" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه