ترجمه "herbage" به فارسی
علف, رستنی, سرشاخه بهترین ترجمه های "herbage" به فارسی هستند.
herbage
noun
دستور زبان
Herbs collectively. [..]
-
علف
noun -
رستنی
-
سرشاخه
-
ترجمه های کمتر
- مرغزار
- واشان
- چرامین
- چراگاه
- گیاه
- (حقوق) حق چرا در زمین دیگری
- حق علوفه
- شاخ و برگ سبز و آبدار(در مقابل شاخه های سخت و چوبی)
- شاخ وبرگ
- گیاهان ساقه سبز و یکساله (در برابر ساقه چوبی یا چند ساله)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " herbage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "herbage" با ترجمه به فارسی
-
محصولات زراعی علفی · گياهان علفي
-
محصولات زراعی علفی · گياهان علفي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن