ترجمه "here" به فارسی

اینجا, باینجا, ایدر بهترین ترجمه های "here" به فارسی هستند.

here adjective noun adverb interjection دستور زبان

(abstract) This place; this location. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اینجا

    noun adverb

    in, on, or at this place [..]

    The weather here is getting cold and I really do not like that.

    هوای اینجا در حال سرد شدن است و من واقعاً آن را دوست ندارم.

  • باینجا

    adverb

    to this place

  • ایدر

    adverb

    in, on, or at this place

  • ترجمه های کمتر

    • اينجا
    • اینجام
    • خانه
    • بدینسو
    • خانِه
    • بلی
    • (حاضر غایب کردن) حاضر
    • (حرف ندا) بله
    • (در آغاز جمله و پیش از فعل - بمنظور تاکید به کار می رود) این (جا)
    • اینجا هستم
    • به این محل
    • در این جهان
    • در این دنیا
    • در این هنگام
    • در اینجا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " here " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Here noun

queen of the Olympian gods in ancient Greek mythology; sister and wife of Zeus remembered for her jealously of the many mortal women Zeus fell in love with; identified with Roman Juno

+ اضافه کردن

"Here" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Here در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "here" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "here" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه