ترجمه "hereditary" به فارسی

موروثی, ارثی, برماندی بهترین ترجمه های "hereditary" به فارسی هستند.

hereditary adjective noun دستور زبان

which is passed on as inheritance, by last will or intestate [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موروثی

    In principle, membership of these three groups is not hereditary.

    در اصل، عضویت در این سه گروه موروثی نیست.

  • ارثی

    so Galton said this is a hereditary basis, a genetic basis.

    همونطور که گالتون گفته این ارثی و ژنتیکیه.

  • برماندی

  • ترجمه های کمتر

    • مانداکی
    • نیاکانی
    • وانهادنی
    • نیائی
    • وراثتی
    • آبا واجدادی
    • قابل ارث بری
    • مرده ریگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hereditary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hereditary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hereditary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه