ترجمه "heritage" به فارسی
ارث, میراث, وراثت بهترین ترجمه های "heritage" به فارسی هستند.
heritage
noun
دستور زبان
An inheritance; property that may be inherited. [..]
-
ارث
nounRemember who I am, my heritage, my people.
به یاد میآورم که هستم، چیزهایی که به ارث بردهام و مردمم را.
-
میراث
Well, it helps us to connect with our cultural and our natural heritage.
خُب، این به ما کمک میکند تا با میراث فرهنگی و طبیعیمان مرتبط شویم.
-
وراثت
noun
-
ترجمه های کمتر
- ميراث
- بخش
- 1-آنچه در سطح ملی و قومی و جهانی به ارث میرسد، میراث ملی 2- (نقش صفت)چیز قدیمی، باستانی
- یادگار
- ارثيه
- مانداک
- ماندمان
- واهشته
- ارثیه
- (قدیمی) ماترک
- مرده ریگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heritage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "heritage" با ترجمه به فارسی
-
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
-
میراث طبیعی
-
میراث فرهنگی
-
میراث جهانی یونسکو
-
زبان آبا و اجدادی، زبانی که کودک در خانه یاد میگیرد اما زبان رسمی محل زندگی او نیست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن