ترجمه "hero" به فارسی

قهرمان, یل, هیراد بهترین ترجمه های "hero" به فارسی هستند.

hero noun دستور زبان

A real or mythical person of great bravery who carries out extraordinary deeds. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قهرمان

    noun

    person of great bravery [..]

    No one said this hero thing had to be a lifetime gig.

    هيچکس نگفته که يه قهرمان بايد تا هميشه زنده بمونه.

  • یل

    person of great bravery

  • هیراد

  • ترجمه های کمتر

    • دلاور
    • زیر
    • ستوده
    • گرد
    • بهادر
    • تحت
    • تابع
    • جنگاور
    • شیرمرد
    • کهرمان
    • نیو
    • (اسطوره ها و افسانه ها) مرد دلیر و نیرومندی که نسب او به خدایان می رسید و پس از مرگ پرستش می شد
    • (افسانه ی یونان) هرو (راهبه ی ونوس که لاندر به خاطر عشق او در دریا غرق شد)
    • (به ویژه مرد) قهرمان
    • جهان پهلوان
    • رجوع شود به hero sandwich
    • زیر دریایی
    • ستوده مرد
    • شخص مورد تحسین
    • شخصیت اصلی داستان (یا فیلم یا نمایشنامه و غیره)
    • شخصیت اصلی هر رویداد
    • قهرمان فیلم (و غیره)
    • هواپیمای بمب افکن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hero " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hero proper noun

Any of a number of legendary men and women, including the priestess loved by Leander. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قهرمان

    noun

    قهرمان (فیلم)

    No one said this hero thing had to be a lifetime gig.

    هيچکس نگفته که يه قهرمان بايد تا هميشه زنده بمونه.

HERO
+ اضافه کردن

"HERO" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای HERO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "hero" با ترجمه به فارسی

  • حشرهخوار زرهپوش
  • قهرمان کوچک
  • تابع · تحت · زیر · زیر دریایی · ساندویچ بزرگ · هواپیمای بمب افکن
  • قهرمان دوستی · قهرمان پرستی
  • بت ساختن · حرمت کردن · پرستش کردن
اضافه کردن

ترجمه های "hero" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه