ترجمه "heron" به فارسی
حواصیل, بوتیمار, چگرنه بهترین ترجمه های "heron" به فارسی هستند.
heron
noun
دستور زبان
A long-legged, long-necked wading bird of the family Ardeidae. [..]
-
حواصیل
nounbird
-
بوتیمار
bird
And here's the heron's leg!
این هم پای بوتیمار!
-
چگرنه
bird
-
ترجمه های کمتر
- ماهیخوار
- مرغ ماهی خوار
- غمخورک
- (جانور شناسی) حواصیل (انواع پرندگان به ویژه از تیره ی Ardeinae که گردن و پای دراز دارند و در ساحل رودها و مرداب ها زیست می کنند)
- حواصیل درنا
- ماهی خوار
- هرون (ریاضی دان یونانی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heron " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Heron
noun
Greek mathematician and inventor who devised a way to determine the area of a triangle and who described various mechanical devices (first century)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Heron" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Heron در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "heron"
عباراتی شبیه به "heron" با ترجمه به فارسی
-
غمخورک شبزی ژاپنی
-
حواصیل شب
-
شمعدانی
-
اگرت ساحلی
-
ماهي خوار خاكستري
-
حواصیل آبی بزرگ
-
حواصیل شکمسفید
-
حواصیل ببری نواردار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن