ترجمه "herringbone" به فارسی

جناغی, (اسکی) حرکت جناغی (به سوی بالا), (سوزن دوزی - پارچه بافی - آجر کاری و غیره) دارای طرح جناغی کردن بهترین ترجمه های "herringbone" به فارسی هستند.

herringbone verb noun دستور زبان

A bone of a herring [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جناغی

  • (اسکی) حرکت جناغی (به سوی بالا)

  • (سوزن دوزی - پارچه بافی - آجر کاری و غیره) دارای طرح جناغی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (سوزن دوزی و آجرچینی) چپ راست
    • (مجازی - طرح) جناغی
    • (نقش و بافت پارچه ی پشمی) جناغی
    • تیره ی پشت و دنده های شاه ماهی (که طرحی مشابه طرح پر مرغ دارد)
    • حرکت جناغی کردن
    • دنده ای
    • دنده سان
    • دنده ماهی
    • هفت هشتی
    • چپ راست چیدن (آجر) یابافتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " herringbone " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "herringbone"

اضافه کردن

ترجمه های "herringbone" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه