ترجمه "heteroclite" به فارسی
نابهنجار, غیرعادی, ناهنجار بهترین ترجمه های "heteroclite" به فارسی هستند.
heteroclite
adjective
noun
دستور زبان
Deviating from the ordinary rule; eccentric, abnormal. [..]
-
نابهنجار
-
غیرعادی
-
ناهنجار
-
ترجمه های کمتر
- (دستور زبان) فعل بی قاعده
- بی هنجار واژه
- خلاف قاعده
- ناساز (heteroclitic هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heteroclite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن