ترجمه "heterogeneous" به فارسی
ناهمگن, ناهمگون, ناجور بهترین ترجمه های "heterogeneous" به فارسی هستند.
heterogeneous
adjective
دستور زبان
Diverse in kind or nature; composed of diverse parts. [..]
-
ناهمگن
adjectiveIt's a very heterogenous city in a way that Baltimore or San Francisco is not.
این شهر چنان ناهمگن است که سانفرانسیسکو یا بالیتور نیستند.
-
ناهمگون
those and the heterogeneous, indistinguishable mass of college boys, interested only in love at first sight
هم چنین جمعیت ناشناخته و ناهمگون همکلاسیهایش که فقط به عشق در نگاه اول علاقهمند بودند.
-
ناجور
-
ترجمه های کمتر
- متباین
- نامتجانس
- ناهمزاد
- متنوع
- (از نظر ساختمان و نوع و غیره) ناهمگن
- (دارای بخش های ناهمانند) جوراجور
- ناهم تبار
- ناهمسان (در برابر: همگن
- یکدست homogeneous)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heterogeneous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Heterogeneous
-
ناهمگن
It's a very heterogenous city in a way that Baltimore or San Francisco is not.
این شهر چنان ناهمگن است که سانفرانسیسکو یا بالیتور نیستند.
عباراتی شبیه به "heterogeneous" با ترجمه به فارسی
-
ناهمگني ژنتيكي · گوناگوني ژنتيكي در گونه · گوناگوني ژني · گوناگونی ژنتیکی
-
شبکه های ناهمگن
-
جوربجوری · ناجوری · ناهمگنی · ناهمگونی · همگن
-
(زیست شناسی) دگرزایی (alternation of generations هم می گویند) - (از سرچشمه ها یا منابع گوناگون) ناهمزاد · برونزاد · دگرزاد (در برابر: خودزاد autogenous) · متباین · نادرونزاد · ناهم اصل · ناهم سرچشمه · ناهمگن
-
ناهمگونی ارزش ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن