ترجمه "hex" به فارسی
طلسم, عفریته, ساحره بهترین ترجمه های "hex" به فارسی هستند.
hex
verb
noun
adjective
دستور زبان
An evil spell or curse. [..]
-
طلسم
nounWe'd never have found out about all these hexes in class.
ما هیچ وقت سر کلاسها نمی تونستیم این همه طلسم و نفرینو یاد بگیریم.
-
عفریته
-
ساحره
noun
-
ترجمه های کمتر
- جادوگر
- (محلی) زن جادوگر
- (محلی) موجب بد بیاری شدن
- (نشان یا چیز یا ورد که موجب بدبیاری می شود) چشم بد
- افسون کردن
- بدیمن بودن
- بلازا (jinx هم می گویند)
- شش ضلعی
- شش پهلو
- مسحور شدن
- وابسته به شش پهلو
- چیز بدیمن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hex " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hex" با ترجمه به فارسی
-
(نشان گرد و رنگینی که برای برطرف کردن بدبیاری و یمن بد · هلندی های ایالت پنسیلوانیا بر کاهدان های خود نقش می کردند) نشان بلاگردان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن