ترجمه "hexagonal" به فارسی
(بلورشناسی) چهار آسه ای, (جسم) دارای قطع یا برش شش پهلو, شش ضلعی بهترین ترجمه های "hexagonal" به فارسی هستند.
hexagonal
adjective
دستور زبان
(geometry) Having six edges, or having a cross-section in the form of a hexagon. [..]
-
(بلورشناسی) چهار آسه ای
-
(جسم) دارای قطع یا برش شش پهلو
-
شش ضلعی
using hexagons and pentagons.
با استفاده از شش ضلعی ها و پنج ضلعی ها.
-
وابسته به یا دارای شکل شش پهلو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hexagonal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hexagonal" با ترجمه به فارسی
-
(هندسه) شش پهلو · شش ضلعی · شش گوش · شش گوشه · ششضلعی · مسدس
-
دستگاه بلوری هگزاگونال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن