ترجمه "hf" به فارسی
پربسامد, نصف, نیم بهترین ترجمه های "hf" به فارسی هستند.
hf
abbreviation
have fun
-
پربسامد
-
نصف
noun -
نیم
-
ترجمه های کمتر
- مخفف : (شیمی) نشان هفنیم (hafnium)
- مخفف : پربسامد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hf
noun
a grey tetravalent metallic element that resembles zirconium chemically and is found in zirconium minerals; used in filaments for its ready emission of electrons
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hf" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hf در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
HF
noun
abbreviation
Abbreviation of [i]have fun[/i]. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"HF" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای HF در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن