ترجمه "hiccup" به فارسی
سکسکه, سکسکه کردن, هکه بهترین ترجمه های "hiccup" به فارسی هستند.
hiccup
verb
noun
دستور زبان
To have the hiccups. [..]
-
سکسکه
nounspasm of the diaphragm
His mom hiccupped a lot, but she was happy!
مادرش خيلي سکسکه ميکرد اما اون خوشحال و جذاب بود.
-
سکسکه کردن
to hiccup
His mom hiccupped a lot, but she was happy!
مادرش خيلي سکسکه ميکرد اما اون خوشحال و جذاب بود.
-
هکه
spasm of the diaphragm
-
ترجمه های کمتر
- هکک
- سچک
- پکچه
- (جمع) سکسه ی مداوم
- حمله ی سکسکه (hiccough هم می نویسند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hiccup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hiccup" با ترجمه به فارسی
-
سكسكه · سکسکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن