ترجمه "hieroglyph" به فارسی
هیروگلیف, حروف تصویری, خط هیروگلیف بهترین ترجمه های "hieroglyph" به فارسی هستند.
hieroglyph
noun
دستور زبان
an element of an ideographic (hieroglyphic) writing system [..]
-
هیروگلیف
رسمالخط تصویری [..]
Our Order imitates the ancient societies that explained their teaching by hieroglyphics.
انجمن ما از جمعیتهای باستانی که تعالیم خود را بوسیله هیروگلیف فاش میساختند، تقلید میکند.
-
حروف تصویری
noun -
خط هیروگلیف
nounYeah, well, my hieroglyphic is a little rusty.
آره ، اما توانایی من برای خوندن خط هیروگلیف برای خیلی وقت پیشه
-
رجوع شود به hieroglyphic
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hieroglyph " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hieroglyph"
عباراتی شبیه به "hieroglyph" با ترجمه به فارسی
-
ازراه تصویرنگاری · بطورمرموزیاغیرخوانا
-
(از نظر فهم) دشوار · (خط) ناخوانا · (مصر باستان و غیره - جمع) هیروگلیف · بغرنج · حروف تصویری · خرچنگ قورباغه · خط تصویری · خط نقشی · خط هیروگلیف · دیر فهمیدنی · رمزی · غیر قابل فهم (hieroglyphical هم می گویند) · نگاشته شده به خط نقشی · وابسته به خط نقشی · وات (حرف الفبا) نقشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن