ترجمه "high time" به فارسی

(خودمانی) وقت خوشی و فعالیت, دوران لذت و خوشی (high old time هم می گویند), سر موقع بهترین ترجمه های "high time" به فارسی هستند.

high time noun دستور زبان

A point in time at which something desirable or necessary is considered to be utterly due or even overdue to occur. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (خودمانی) وقت خوشی و فعالیت

  • دوران لذت و خوشی (high old time هم می گویند)

  • سر موقع

  • موقع مناسب

    it's high time in our day to cast off all that old fashioned business.

    در زمان ما، موقع مناسب برای ختم این رسم پوسیده رسیده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " high time " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "high time" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه