ترجمه "higher" به فارسی
برتر, بالاتر بهترین ترجمه های "higher" به فارسی هستند.
higher
noun
adjective
adverb
دستور زبان
comparative form of high: more high [..]
-
برتر
adjectiveThey offered books and painting, beauty and repose, and all the fine elegance of higher existence.
این چشمها کتاب و نقاشی زیبایی و آرامش و تمام ظرافتهای زندگی برتر را به مارتین داده بودند.
-
بالاتر
Surround yourself only with people who are going to lift you higher.
اطراف خود را با افرادی پر کن که قصد دارند تو را بالاتر ببرند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " higher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "higher" با ترجمه به فارسی
-
ارشدیت
-
وزارت فرهنگ و آموزش عالی
-
ارشدیت
-
آموزش دانشگاهی · آموزش عالی
-
سنجش و سفرنگ علمی انجیل
-
تابع مرتبه بالاتر
-
دانشگاه علمی آزاد
-
(عامیانه) مقامات بالاتر · بلند پایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن