ترجمه "hill" به فارسی

تپه, پشته, شیب بهترین ترجمه های "hill" به فارسی هستند.

hill verb noun دستور زبان

An elevated location smaller than a mountain [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تپه

    noun

    elevated location [..]

    His house is beyond the hill.

    خانه او پشت تپه است.

  • پشته

    noun

    Not though the walls be taken by a reckless foe that will build a hill of carrion before them.

    دیوارهایی که در مقابلشان از کشته پشته خواهند ساخت.

  • شیب

    The sound of a horse at a gallop came fast and furiously up the hill.

    صدای پای اسبی که به تاخت شیب را در مینوردید دمادم نزدیکتر میشد.

  • ترجمه های کمتر

    • تل
    • انباشته
    • توده
    • گر
    • kuh
    • pagórek
    • wzgórze
    • کوهچه
    • گریو
    • گریوه
    • تبرک
    • کپه
    • (جمع) برجستگی روی هر سطح
    • (دور گیاه را) خاک انباشتن
    • با خاک پوشاندن
    • به صورت تپه یا پشته کردن
    • خاکپوش کردن
    • سربالایی (یا سرازیری) تند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hill " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hill proper noun

(US, with the ) Capitol Hill; the US Congress [..]

+ اضافه کردن

"Hill" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hill در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "hill"

عباراتی شبیه به "hill" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hill" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه