ترجمه "hind" به فارسی
عقبی, عقب, پشت بهترین ترجمه های "hind" به فارسی هستند.
hind
adjective
noun
دستور زبان
Located at the rear (most often said of animals' body parts). [..]
-
عقبی
nounconverting one of the hind legs of his chair into a pivot
صندلی خود را روی یکی از سه پایههای عقبی به گردش درآورد
-
عقب
nounHere came two dogs dancing on their hind legs.
در این لحظه دو سگ عبور کردند در حالی که روی پاهای عقب خود میرقصیدند.
-
پشت
nounturned about and presented his hind quarters to Don Quixote
رو برگرداند و پشت به دن کیشوت کرد
-
ترجمه های کمتر
- هندو
- هندوستانی
- هندوستان
- پسین
- هندی
- (جانور شناسی)
- (در شمال انگلیس و اسکاتلند) کارگر خبره ی کشاورزی
- (قدیمی) روستایی زمخت و بی فرهنگ
- ماده گوزن
- ماهی گروپر (جنس Epinephelus - بومی جنوب اقیانوس اطلس)
- مستخدم کارکشته
- واپس (به ویژه درمورد چیزهای دوگانه)
- گوزن ماده
- گوزن ماده (بیش از سه ساله)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hind " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hind
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hind" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hind در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "hind"
عباراتی شبیه به "hind" با ترجمه به فارسی
-
(جانور شناسی) خال ماهی (Epinephelus adscensionis)
-
اساس · قسمت نهایی · پشت
-
هاکر هایند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن