ترجمه "hint" به فارسی

تلمیح, مقدار کم, اشاره بهترین ترجمه های "hint" به فارسی هستند.

hint verb noun دستور زبان

A clue. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلمیح

  • مقدار کم

    noun
  • اشاره

    He understood the hint and took up his hat.

    لئون معنی این اشاره را دریافت و به دنبال کلاهش گشت.

  • ترجمه های کمتر

    • راهنمایی
    • ایما
    • نشان
    • نشانه
    • اثر
    • رهنمود
    • ذره
    • نقطه
    • اندرز
    • نمار
    • نماریدن
    • پیشنما
    • پند
    • (با کنایه یا اشاره) رساندن
    • (مهجور) فرصت
    • اشاره کردن
    • اندازه کم
    • بروز دادن
    • رنگ کم
    • میزان بسیار ناچیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hint " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hint" با ترجمه به فارسی

  • اشاری · کنائی، تلمیحی
اضافه کردن

ترجمه های "hint" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه