ترجمه "hippie" به فارسی
هیپی, علاقمندی غیرعقلا, (خودمانی) هیپی بهترین ترجمه های "hippie" به فارسی هستند.
hippie
adjective
noun
دستور زبان
(in the 1950s) A teenager who imitated the beatniks [..]
-
هیپی
human subculture
I'd point out that we were hippies also in the 1960s,
و همچنین در دهه 1960 عضوی از دار و دسته هیپی ها
-
علاقمندی غیرعقلا
-
(خودمانی) هیپی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hippie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hippie
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hippie" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hippie در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "hippie"
عباراتی شبیه به "hippie" با ترجمه به فارسی
-
(خودمانی) رجوع شود به hippie · علاقمندی غیرعقلا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن