ترجمه "histogram" به فارسی
هیستوگرام, بافتنگار, (نموداری که درازی ستون های آن نمایشگر میزان تکرار یا بسامد یا وقوع چیزی است) نمودار ستونی بهترین ترجمه های "histogram" به فارسی هستند.
histogram
verb
noun
دستور زبان
(statistics) A graphical display of numerical data in the form of upright bars, with the area of each bar representing frequency. [..]
-
هیستوگرام
-
بافتنگار
graphical representation of the distribution of numerical data
-
(نموداری که درازی ستون های آن نمایشگر میزان تکرار یا بسامد یا وقوع چیزی است) نمودار ستونی
-
رونگاره ی ستونی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " histogram " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "histogram"
عباراتی شبیه به "histogram" با ترجمه به فارسی
-
هیستوگرام منبع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن