ترجمه "history" به فارسی
تاریخ, سابقه, پیشینه بهترین ترجمه های "history" به فارسی هستند.
The aggregate of past events. [..]
-
تاریخ
noun neuterbranch of knowledge that studies the past [..]
The only thing we learn from history is that we learn nothing from history.
تنها چیزی که از تاریخ یاد می گیریم، این است که از تاریخ چیزی یاد نمی گیریم.
-
سابقه
medicine: list of past and continuing medical conditions [..]
Your family has a very long history of keeping my secret.
خانواده تو از قديم در نگه داشتن راز من سابقه داشتن.
-
پیشینه
medicine: list of past and continuing medical conditions [..]
Rather, it's because I want something that has a specific history.
بلکه به این دلیله که چیزی رو می خوام که از یه پیشینه خاص برخورداره.
-
ترجمه های کمتر
- تاریخچه
- داستان
- سرگذشت
- شرح
- (ادبیات) داستان
- (نادر) شرح علمی
- جنبههاي تاريخي
- سابقه ی پزشکی
- پیشینه ی درمانی (تاریخچه ی بیماری ها و درمان های هر نفر)
- کار شده (که دیگر نمی شود آن را عوض کرد)
- گذشته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " history " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "history" با ترجمه به فارسی
-
silk
-
تاریخ اقتصاد
-
تاریخچه تغییرات
-
پیشینه جامعه شناسی
-
تاریخ ادیان و مذاهب
-
تاریخ شوروی
-
تاریخ موسیقی جاز
-
تاریخ اسرائیل