ترجمه "ho" به فارسی
(ندا برای جلب توجه یا نشان دادن جهت حرکت) هو!, (ندا به نشان شگفتی یا خوشی) او!, به ! بهترین ترجمه های "ho" به فارسی هستند.
ho
noun
interjection
دستور زبان
(nautical) Used to attract attention to something sighted, usually by lookouts. [..]
-
(ندا برای جلب توجه یا نشان دادن جهت حرکت) هو!
-
(ندا به نشان شگفتی یا خوشی) او!
-
به !
is salt somehow connected to sir oh kyum-ho too?
آیا نمک هم بطریقی به وزیر او گیوم هو مربوط میشود؟
-
ترجمه های کمتر
- به به !
- مخفف : (شیمی - نشان هولمیم) (holmium)
- هی !
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ho " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ho
proper
noun
A Munda language spoken in India and Bangladesh. [..]
-
خوشا، نیکا، زها، حبذا
HO
abbreviation
Heckscher- Ohlin theorem, in economics [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"HO" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای HO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "ho" با ترجمه به فارسی
-
هوشیمین
-
به به، بخ بخ، زهازه، خوشا
-
چه خبر
-
(حرف ندا که خستگی یا نومیدی یا سلام کردن را می رساند) هیهات ! · بفرمایید! · خوشا چه خوش، چه نیک،خنکا، نیکا ، زها، زهازه،آفرین، حبذا، مرحبا · دریغا! · عجب !
-
هو شی مین · هوشی مین (رهبر کمونیست های ویتنام)
-
(امریکا - خودمانی) موج سوار (به ویژه کسی که در موج سواری افراط می کند یا بسیاری از وقت خود را با موج سواران و در ساحل می گذراند) (ho-dad هم می گویند)
-
هوشیمین
-
شهر هوشی مین (یا شهر سایگون) مرکز ویتنام جنوبی · شهر هوشیمین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن