ترجمه "hollow" به فارسی

پوک, توخالی, کاواک بهترین ترجمه های "hollow" به فارسی هستند.

hollow adjective verb noun adverb interjection دستور زبان

A small valley between mountains; "he built himself a cabin in a hollow high up in the Rockies" [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوک

    adjective

    having an empty space inside

  • توخالی

    having an empty space inside

    it was not such a hollow world at all.

    روی هم رفته دنیا آن طور هم توخالی نیست.

  • کاواک

    having an empty space inside

  • ترجمه های کمتر

    • پوچ
    • حفره
    • کرو
    • گود
    • پوك
    • فرورفته
    • تهی
    • گودی
    • فرورفتگی
    • مقعر
    • کاو
    • گرسنگی
    • گرسنه
    • توگود
    • کاواکی
    • کلاک
    • تورفته
    • چال
    • دروغین
    • (صدا) مبهم و پر پژواک
    • (معمولا با : out) کندن و تهی کردن
    • بی ارزش
    • توخالی کردن یا شدن
    • دره ی کوچک
    • غیر صادقانه
    • لاغر و رنگ پریده
    • میان تهی
    • میان تهی کردن یا شدن
    • میان فرود
    • پوچ کردن یا شدن
    • پوک کردن یا شدن
    • ژرف و پرطنین
    • کاو کردن
    • کاواک کردن
    • کاویدن 0
    • گرفته و نامشخص
    • گود افتاده
    • گود کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hollow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hollow" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hollow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه