ترجمه "holotype" به فارسی

گونهنام, (آرایه شناسی) درست مونه (نمونه ی منفردی که بعنوان الگو گونه ی تازه ای برگزیده می شود), نمونه شاخص بهترین ترجمه های "holotype" به فارسی هستند.

holotype noun دستور زبان

The single physical example (or illustration) of an organism, known to be used when the taxon was formally described. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گونهنام

    taxonomic term

  • (آرایه شناسی) درست مونه (نمونه ی منفردی که بعنوان الگو گونه ی تازه ای برگزیده می شود)

  • نمونه شاخص

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " holotype " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "holotype" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه