ترجمه "homo" به فارسی
انسان, آدم, انسانی بهترین ترجمه های "homo" به فارسی هستند.
homo
adjective
noun
دستور زبان
(colloquial, often pejorative) Short form of homosexual. [..]
-
انسان
noun -
آدم
proper -
انسانی
noun
-
ترجمه های کمتر
- ادم
- (زیست شناسی) جنس انسان (تیره ی Hominidae که شامل انسان کنونی Homo sapiens و انسان های نابود مانند Homo erectus وHomo habilis و غیره می شود)
- مخفف : (خودمانی - تحقیر آمیز) همجنس باز (homosexual or gay)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " homo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Homo
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Homo" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Homo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
HOMO
Acronym
highest occupied molecular orbital
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"HOMO" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای HOMO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "homo" با ترجمه به فارسی
-
(نام علمی انسان امروزی) انسان · آدمیزاد · انسان خردمند · انسانها · مردم · موجودات انساني · هومو ساپيانس
-
(لاتین) · این مرد را بنگرید! (حرفی که می گویند پیلات هنگام تسلیم حضرت عیسی به مصلوب کنندگانش زده) · نگاره یا تندیس عیسی با تاجی از خار
-
آدمی · انسان
-
انسان راست قامت
-
برابر · جور [homograph] · همان · پیشوند : هم -
اضافه کردن مثال
اضافه کردن