ترجمه "homonymous" به فارسی
همنام, هم آوا, هم اسم (رجوع شود به homomym) بهترین ترجمه های "homonymous" به فارسی هستند.
homonymous
adjective
دستور زبان
having the same name as another [..]
-
همنام
noun -
هم آوا
-
هم اسم (رجوع شود به homomym)
-
هم نام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " homonymous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "homonymous" با ترجمه به فارسی
-
(دو شخص دارای یک اسم) همنام · (دو یا چند واژه ی هم تلفظ که از نظر معنی و ریشه و گاهی املا با هم فرق دارند : مانند bore و boar یا break و brake) هم آوا · (زیست شناسی) نام جنس یا گونه و غیره که از نظررده بندی نامناسب است چون قبلا به کار رفته · (عامیانه) رجوع شود به homograph · متشابه · هم آواواژه · همآوا · همنام
-
(دو شخص دارای یک اسم) همنام · (دو یا چند واژه ی هم تلفظ که از نظر معنی و ریشه و گاهی املا با هم فرق دارند : مانند bore و boar یا break و brake) هم آوا · (زیست شناسی) نام جنس یا گونه و غیره که از نظررده بندی نامناسب است چون قبلا به کار رفته · (عامیانه) رجوع شود به homograph · متشابه · هم آواواژه · همآوا · همنام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن