ترجمه "homunculus" به فارسی

آدمک, مردچه, کوتوله بهترین ترجمه های "homunculus" به فارسی هستند.

homunculus noun دستور زبان

A little man. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آدمک

    He turned his back on these Doctor Wagners, brooding on their alembics to hatch out some homunculus in bottle:

    کریستف به این دکترواگنرهاکه مانند مرغکرچ روی قرع و ان بیق خود نشسته بودند تا یک آدمک توی بطری بسازند، پشت نمود،

  • مردچه

  • کوتوله

  • ترجمه های کمتر

    • مردک
    • آدمک مصنوعی
    • کوچک مرد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " homunculus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "homunculus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه