ترجمه "honeyed" به فارسی
شیرین, عسلی, مهرآمیز بهترین ترجمه های "honeyed" به فارسی هستند.
honeyed
adjective
verb
دستور زبان
sweet, with, or as if with, honey [..]
-
شیرین
adjectivewho soothe their children with honeyed words
که با کلمات شیرین و دل فریب میخواهد او را آرام نماید،
-
عسلی
His eyes were a disconcertingly lovely shade of honey gold now.
حالا چشمانش یک رنگ عسلی طلایی داشتند که به طرزی ویرانگر دوست داشتنی بود.
-
مهرآمیز
I know that, honey, he replied softly and sweetly.
کلاید با لحنی آرام و مهرآمیز در جواب گفت: می دونم عزیزم.
-
ترجمه های کمتر
- عسل دار
- عسل مانند
- عسل پوش
- پر از عسل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " honeyed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "honeyed" با ترجمه به فارسی
-
هانی
-
عسل چین
-
نارنگی شیرین (Murcott هم می گویند)
-
گياهان شهدي · گياهان عسلزا · گياهان عسلي · گیاهان زنبوردوست
-
زنبورهاي عسل نر · زنبورهای نر
-
پرستو (سیاسی)
-
شراب عسل
-
زنبور · زنبور عسل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن