ترجمه "honor" به فارسی

شرف, افتخار, احترام بهترین ترجمه های "honor" به فارسی هستند.

honor verb noun دستور زبان

(chiefly US) An objectification of praiseworthiness, respect. (I.e., something that represents praiseworthiness, respect.) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرف

    noun

    token of praise or respect [..]

    No honor, no heart, no religion; a corrupt woman.

    نه شرف دارد، نه دل، نه دین. زن بی همه چیزی است.

  • افتخار

    noun

    token of praise or respect

    Thank you so much. It was an honor to be here.

    بسیار متشکرم. بودنم در اینجا یک افتخار بود.

  • احترام

    noun

    Give them to the woman whom you shall honor most of all.

    آن را به آن زن بدهید که بیش از همه مورد احترام شما خواهد بود.

  • ترجمه های کمتر

    • تکریم
    • حرمت
    • شرافت
    • قربان
    • حضرت
    • ناموس
    • آبرو
    • نشان
    • والایی
    • ارجمندی
    • شهرت
    • عرض
    • نجابت
    • مدال
    • سربلندی
    • افتخارآمیز
    • عفت
    • والامقامی
    • شرافتمندی
    • درستی
    • کرنش
    • درستکاری
    • آوازه
    • بهنامی
    • سپاسنامه
    • سپاسه
    • فرمندگر
    • فرهی
    • نیکنامی
    • پاکدامنی
    • بلندآوازگی
    • ناموری
    • والامقام
    • سرشناسی
    • شکوهمند
    • فر
    • (آموزش) جایزه ی شاگرد اولی
    • (آموزش) کلاس پیشرفته
    • (جمع) مراسم احترام آمیز
    • (خدا یا مقدسان را) پرستیدن
    • (در بازی ورق به ویژه ((بریج))) آس یا شاه یا بی بی یا سرباز یا ده
    • (قرارداد) محترم شمردن 8
    • (مهجور) تعظیم
    • (واژه ی تعارف آمیز)
    • (چک بانک و سند و غیره) پذیرفتن
    • احترام کردن به
    • احترام گذاشتن
    • احترام گذاشتن به
    • بزرگ داشتن
    • بزرگداشت رسمی
    • بزرگداشت کردن
    • به افتخار کسی یا چیزی کاری کردن 7
    • تجلیل کردن
    • تعظیم و تکریم کردن 5
    • تعظیم کردن
    • جاه آفرین 4
    • جاه و جلال
    • حضرت اشرف
    • سپاس نشان 2
    • شرافت H( -6 بزرگ - عنوان جلو اسم) جناب
    • عظیم الشان بودن
    • علامت افتخار 0
    • قبول کردن
    • مایه ی افتخار
    • مایه ی سربلندی
    • محترم داشتن
    • محترم شمردن
    • نام نیک
    • نیایش کردن 6
    • وابسته به افتخار 9
    • کلاس اضافی (برای شاگردان خوب) 3
    • گرامی داشتن
    • گرامیداشت 1
    • گرامیداشت کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " honor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Honor proper

A female given name. [..]

+ اضافه کردن

"Honor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Honor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "honor" با ترجمه به فارسی

  • (امتیازات ویژه ای که گاهی به قشون شکست خورده داده می شود مثلا حق حمل سلاح سبک) فرجه ی ویژه · پروانه ی ویژه
  • مدال · نشان
  • مهمان اصلی (که به افتخارش مهمانی داده می شود) · مهمان ویژه (مهمانی که کارت مخصوص دارد)
  • قتل ناموسی
  • (بالاترین مدال امریکا که توسط کنگره اهدا می شود) مدال افتخار
  • (در فهرست های افتخار) با سربلندی · اشاره · ذکر · کار خوب (معمولا به کسانی اطلاق می شود که در رده ی دوم ممتازان قرار دارند)
  • عنوان احترامی
  • زن شوهر داری که ملازم عروس است · ساقدوش عروس
اضافه کردن

ترجمه های "honor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه