ترجمه "honorable" به فارسی
محترم, شریف, شرافتمند بهترین ترجمه های "honorable" به فارسی هستند.
honorable
adjective
دستور زبان
Worthy of respect; respectable. [..]
-
محترم
Oh to honor a jest of a man.
آره ، براي محترم شمردن عمکرد يه آدم.
-
شریف
-
شرافتمند
There were a lot of good cops in Colombia, honorable men.
پليس هاي خوب زيادي توي کلمبيا بودن ، آدماي شرافتمند.
-
ترجمه های کمتر
- آبرومند
- درستکار
- نیکنام
- پرافتخار
- جوانمرد
- آبرودار
- فرهمند
- بهنام
- امین
- راستین
- (عنوان ویژه ی برخی مقام ها- H بزرگ) جناب
- افتخار آمیز
- با صداقت
- تجلیل آمیز
- دست و دل پاک
- سربلند کننده
- سرفراز کننده
- عالیجناب و حضرت
- قابل احترام
- همراه با احترام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " honorable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "honorable" با ترجمه به فارسی
-
مدال · نشان
-
مهمان اصلی (که به افتخارش مهمانی داده می شود) · مهمان ویژه (مهمانی که کارت مخصوص دارد)
-
قتل ناموسی
-
(بالاترین مدال امریکا که توسط کنگره اهدا می شود) مدال افتخار
-
(در فهرست های افتخار) با سربلندی · اشاره · ذکر · کار خوب (معمولا به کسانی اطلاق می شود که در رده ی دوم ممتازان قرار دارند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن