ترجمه "hopeful" به فارسی
امیدوار, امیدبخش, آرزومند بهترین ترجمه های "hopeful" به فارسی هستند.
Feeling hope. [..]
-
امیدوار
adjectiveThe police were hoping that Tom could shed some light on the incident.
پلیس امیدوار بود تام بتواند قضیه را قدری روشن کند.
-
امیدبخش
In fact, the world is full of hopeful analogies and handsome dubious eggs called possibilities.
در حقیقت دنیا مملو از قیاسهای امیدبخش و تخممرغهای زیبا و پر ابهامی به نام پیشامدهای احتمالی است.
-
آرزومند
adjectiveI hope you will find him sympathetic and ready to co operate in promoting all that is reasonable.
امیدوارم که شما او را موافق و آرزومند به همکاری در تمام امور معقول و منطقی بیابید.
-
ترجمه های کمتر
- آدمی که موفقیت او بسیار محتمل است
- امید بخش
- امیدوار کننده
- نوید دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hopeful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Hopeful" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hopeful در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "hopeful" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) اتکا · omid · آرزو · اعتماد · اعتماد کردن به · امي · امید · امید داشتن (با : for) · امیدوار بودن · امیدواری · انتظار داشتن · بیوسیدن · خواست · خواستن · خواسته · دلگرمی · دلیل امیدواری · طمع · عهد · قول · مایه ی آرزو · مایه ی امید · میل داشتن · نوید · وعده · پشتگرمی · پیمان · چشمداشت داشتن
-
صندوق جهیزیه ی دختر
-
چشمم آب نمی خورد
-
ناامیدی · نومیدی · یاس
-
دماغه امید نیک
-
(معمولا cape of قبل از آن می آید) دماغه ی امید · استان دماغه ی امید (در جنوب جمهوری افریقای جنوبی) · دماغه ی امیدنیک (در جنوب افریقا)
-
(ارتش) گروه جانباز · (اقدام به عمل خطرناکی که احتمال موفقیت آن کم است) جان نثاری · جان نثاران · جانبازی · پیش مرگان · کوره امید
-
با این امید که · خدا خدا می کرد