ترجمه "hor" به فارسی
افق, افقی بهترین ترجمه های "hor" به فارسی هستند.
hor
pronoun
دستور زبان
(Geordie) her [..]
-
افق
noun -
افقی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hor" با ترجمه به فارسی
-
(فرانسه) بیرون از مسابقه (یا کنکور)
-
(فرانسه) پیش خوراک · پیش غذا
-
(فرانسه) از کار افتاده · از میدان جنگ خارج شده · مصدوم
-
حر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن