ترجمه "horn" به فارسی

شاخ, بوق, کرنا بهترین ترجمه های "horn" به فارسی هستند.

horn verb noun دستور زبان

(countable) A hard growth of keratin that protrudes from the top of the head of certain animals. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخ

    noun

    growth on the heads of certain animals [..]

    Rahel had two bumps on her forehead that Estha said would grow into horns.

    راحل روی پیشانیاش دو برجستگی داشت که استا میگفت به شاخ تبدیل خواهند شد.

  • بوق

    noun

    any of several musical wind instruments [..]

    The horn when you honk it makes a sneeze noise.

    وقتي بوق رو به صدا درمياريد ، صداي عطسه از خودش درمياره.

  • کرنا

    noun

    instrument used to signal others

    No horn-blowing announcer-y guy?

    کرنا دمنده اعلان کن نداریم ؟

  • ترجمه های کمتر

    • هورن
    • سرو
    • کر
    • شاخه
    • شیپور
    • شاخک
    • ستیغ
    • سرنا
    • سرون
    • شاخانه
    • شاخدیسه
    • ماهشاخ
    • (اتومبیل) بوق 2
    • (انجیل) نماد فراوانی وبرکت و جلال 5
    • (جغرافی) دماغه
    • (جمع - سابقا) برجستگی های شاخ مانند روی پیشانی مردی که زنش به او خیانت می کند
    • (حلزون)دواله
    • (رادیو و الکترونیک) آنتن بوقی
    • (زمین شناسی) قله ی تیز و پرشیب
    • (موسیقی) شیپور
    • (هر چیز شبیه به شاخ) کاکل شاخ مانند برخی پرندگان
    • (کشتی رانی) بوق کشتی
    • (گاو و گوسفند و آهو و دیگر جانوران سمدار) شاخ
    • آبخست سان
    • آبخست گونه
    • با شاخ راندن
    • بخش نوک تیز سندان
    • بلندگوی شاخدیس 4
    • بوق مه
    • بوق هشدار 3
    • دماغه ی شاخ (جنوبی ترین نقطه ی امریکای جنوبی - کشور شیلی)
    • رجوع شود به cornucopia
    • سندان سر 0
    • شاخ زدن
    • شبه جزیره
    • شیپور فرانسوی
    • صدای شیپور
    • ظرف یا گنجانه ای که از شاخ درست شده باشد
    • ماده ی شاخی (طبیعی یا ساختگی)
    • مشروب (درون این شاخ)
    • هر ساز بادی برنجی 1
    • هر یک از دو انتهای تیز هلال ماه
    • پالغ (به ویژه ظرف باده نوشی از شاخ میان تهی)
    • کوهشاخ 6
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " horn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Horn proper

Cape Horn, at the southern tip of South America. [..]

+ اضافه کردن

"Horn" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Horn در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "horn"

عباراتی شبیه به "horn" با ترجمه به فارسی

  • (جانور شناسی) افعی شاخدار (Cerastes cornutus زهرین و بومی افریقای شمالی - asp هم می گویند)
  • (موسیقی) بوق باست · کرباست
  • (موسیقی) بوق انگلیسی (ساز بادی شبیه oboe) · کر آنگله
  • شبخروش شاخدار
  • بوق · شیپور · شیپور پست
  • ووووزلا
  • (جانور شاخدار) خشمگین و آماده ی شاخ زدن · (مجازی) خشمگین · کفری
  • شاخ آفریقا
اضافه کردن

ترجمه های "horn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه