ترجمه "horny" به فارسی

شهوتی, حشری, شاخی بهترین ترجمه های "horny" به فارسی هستند.

horny adjective دستور زبان

(vulgar, slang) Sexually arousing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهوتی

    adjective

    sexually aroused

  • حشری

  • شاخی

  • ترجمه های کمتر

    • سخت
    • شاخدیس
    • شاخسان
    • پرشهوت
    • سفت
    • (خودمانی - از نظر جنسی تحریک شده) شهوتی
    • (پوست دست و غیره) سفت
    • شاخ دار
    • وابسته به یا ساخته شده از شاخ
    • پینه زده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " horny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "horny" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "horny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه