ترجمه "horseback" به فارسی

سوار, (تپه یا صخره یا برجستگی کوتاه ولی پر شیب) کوژمیان, بر پشت اسب بهترین ترجمه های "horseback" به فارسی هستند.

horseback noun adverb دستور زبان

The back of a horse. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوار

    noun

    With them there came also two men on horseback and two on foot;

    همراه این گروه دو سوار و دو پیاده بودند

  • (تپه یا صخره یا برجستگی کوتاه ولی پر شیب) کوژمیان

  • بر پشت اسب

    Humans ride into battle on horseback for the first time.

    انسانها براي اولين بار ، بر پشت اسبها به جنگ ميتازند.

  • ترجمه های کمتر

    • پشت اسب
    • پشت اسبی
    • پشت کوژ
    • کمر اسب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " horseback " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "horseback"

عباراتی شبیه به "horseback" با ترجمه به فارسی

  • ارتشی مقتدر (که می تواند دیکتاتوروار حکومت کند) · قلدر نظامی
  • سوارکاری · سواری · گردش و مسافرت
اضافه کردن

ترجمه های "horseback" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه