ترجمه "hortatory" به فارسی
پندآمیز, اندرزین, نصیحت آمیز بهترین ترجمه های "hortatory" به فارسی هستند.
hortatory
adjective
noun
دستور زبان
Giving exhortation or advice; encouraging; exhortatory; inciting. [..]
-
پندآمیز
and to my mind there was in them something so hortatory that I almost smiled.
و به گوش من در این الفاظ چیزی چنان پندآمیز بود که بیاختیار لبخند زدم.
-
اندرزین
-
نصیحت آمیز
-
پندآمیزانه (hortative هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hortatory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن