ترجمه "hot spot" به فارسی
(ریخته گری و دیگ بخار و غیره) مرکز داغ, (کاباره و رستوران و غیره) پرجنب و جوش, ناحیه ی دارای حرارت و تابشگری شدید بهترین ترجمه های "hot spot" به فارسی هستند.
hot spot
noun
دستور زبان
(geology) the surface manifestation of a plume that rises from deep in the Earth’s mantle [..]
-
(ریخته گری و دیگ بخار و غیره) مرکز داغ
-
(کاباره و رستوران و غیره) پرجنب و جوش
-
ناحیه ی دارای حرارت و تابشگری شدید
-
ترجمه های کمتر
- ناحیه ی ناآرام (به ویژه از نظر سیاسی و اجتماعی)
- پاتوق جوانان
- گرمگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hot spot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن