ترجمه "hotshot" به فارسی

ماهر, تردست, هنرشناس بهترین ترجمه های "hotshot" به فارسی هستند.

hotshot adjective noun دستور زبان

Highly skilled. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهر

    noun

    What does a hotshot lawyer know that I don't know?

    يه وکيلِ ماهر چي ميدونه من نميدونم ؟

  • تردست

  • هنرشناس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (قطار باری) تندرو (hot-shot و hot shot هم می نویسند)
    • زبر دست
    • زبر و زرنگ
    • چیره دست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hotshot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "hotshot"

اضافه کردن

ترجمه های "hotshot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه