ترجمه "hound" به فارسی
سگ, توله, sag بهترین ترجمه های "hound" به فارسی هستند.
hound
verb
noun
دستور زبان
A dog, particularly a breed with a good sense of smell developed for hunting other animals. (Hunt hound, Hunting hound, hunting dog, hunter) [..]
-
سگ
nounWatson it was the cry of a hound.
وات سن، صدای زوزة یک سگ تازی بود.
-
توله
noun -
sag
-
ترجمه های کمتر
- سگ شکاری
- (خودمانی)شیفته (ی کار بخصوص)
- (سگ را) به حمله یا تعقیب واداشتن
- (عامیانه) هر سگ گوش آویخته و باریک اندام
- (کشتی) گرز دکل
- (گاری و واگن و غیره) تیرزیرین (که تخته ها یا اجزا آن را از زیر به هم وصل و مستحکم می کند)
- آدم رذل
- آدم قابل تحقیر
- آدم پست
- با سگ به شکار رفتن
- به جان کسی (یا چیزی) انداختن
- دکل گرز (هریک از دو برآمدگی سر دکل که طناب ها به آن گیر انداخته می شوند)
- دیوانه ی چیزی
- ذله کردن
- سگ تازی
- سیخونک زدن
- مرتب موی دماغ شدن
- پیگیری و آزار کردن
- کیش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hound " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hound"
عباراتی شبیه به "hound" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) گاوزبان (جنس Cynoglossum از خانواده ی borage که برگ های زبان مانند دارد · گل گاوزبان
-
سگماهی · كوسهسگماهيان · كوسهشكاريماهيان صاف · كوسهگربهماهيان
-
(سگ) تازی مصری (دارای گوش های تیز و شق و موی کوتاه به رنگ قهوه ای)
-
سگ تازی مصری
-
آدم پست · سگهای شکاری
-
افغان هاند · تازی افغان
-
یک نوع بازی قایم موشک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن