ترجمه "housing" به فارسی

مسکن, خانهسازی, خانه بهترین ترجمه های "housing" به فارسی هستند.

housing noun verb دستور زبان

Present participle of house. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسکن

    noun

    social problem and industry of providing shelter

    His excellency is staying in the same house with them.

    حضرت والا نیز با ایشان در همان خانه مسکن دارند.

  • خانهسازی

    Could some of the signs be weaponry or housing?

    آیا برخی از نشانهها میتوانند نشانههای جنگافزاری یا خانهسازی باشند؟

  • خانه

    noun

    When I was a child, our house seemed bigger than now.

    هنگامی که بچه بودم، خانه مان بزرگ تر از اکنون به نظر می رسید.

  • ترجمه های کمتر

    • بودگاه
    • زیستگاهی
    • پوشگر
    • چارتاقی
    • اقامتگاهها
    • تزئینات
    • آلونک
    • غلاف
    • مادگی
    • (بیشتر جمع - پارچه ی تزیینی که روی اسب یا فیل و غیره می انداختند) ستام
    • (جمع) آذین ها
    • (مکانیک) محفظه
    • (نجاری) کوم (که زبانه در آن جای می گیرد)
    • (کشتی رانی) پایه ی دکل
    • جای زندگی
    • خانه سازی
    • خانه و مسکن
    • خانهها
    • روپوش اسب
    • زیر زینی
    • قرارگاه دکل
    • مسکن سازی
    • نمد زیر زین (پارچه ی تزیینی که زیرزین قرار می دهند)
    • وابسته به خانه
    • پناه گاه
    • یال و کوپال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " housing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Housing
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسکن

    For this House has become to me of all dwellings the most blessed.

    چه، این خانه برایم از هر مسکن دیگری سعادت بار تر بوده است.

تصاویر با "housing"

عباراتی شبیه به "housing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "housing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه