همچنین ممکن است شما علاقمند به چک کردن این کلمات باشید:
ترجمه "hovering" به فارسی
hovering
noun
verb
دستور زبان
Present participle of hover. [..]
ترجمه خودکار " hovering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"hovering" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای hovering در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "hovering" با ترجمه به فارسی
-
در جا پرزدن
-
(با بال های گسترده برفرازچیزی) چرخ زدن (و مترصد بودن) · (با دلواپسی یا اصرار و غیره) پرسه زدن · (در نزدیکی کسی یا چیزی) منتظر ماندن · (در هوا معلق ماندن به ویژه نزدیک به محل بخصوصی) نگونسار بودن · (درجا) بال زدن · (معمولا با : between) دودل بودن · اندروا بودن · بالا نگهداشتن · تاب خوردن · در تردید بودن · دلنگان بودن · نوسان کردن · پرپر زدن · پلکیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن