ترجمه "howl" به فارسی
زوزه, فریاد, نعره بهترین ترجمه های "howl" به فارسی هستند.
howl
verb
noun
دستور زبان
The protracted, mournful cry of a dog or a wolf, or other like sound. [..]
-
زوزه
Now, that's a moon I don't want to howl to.
اوه ، اين ماهيه که دلم نمي خواد زيرش زوزه بکشم.
-
فریاد
nounSuddenly Aragorn leapt to his feet.he cried 'How the wind howls!
ناگهان آراگورن از جا جست. فریاد زد: باد چه زوزهای میکشد.
-
نعره
nounand at another howled and tore his hair.
گاهی نیز نعره میکشید و موهای خود را میکند.
-
ترجمه های کمتر
- غرش
- هوار
- عربده
- ویله
- زنودن
- زنوییدن
- نوفه
- نوفیدن
- چاویدن
- (از درد یا غم و غیره) نالیدن
- (مانند گرگ یا سگ و غیره) زوزه کشیدن
- (مجازی) فریاد کشیدن (به اعتراض و غیره)
- با سروصدا اعلام کردن یا گفتن
- جار زدن
- زوزه کش
- زوزه کشیدن
- سخت مورد اعتراض قرار دادن
- شیون کردن
- عربده کشیدن
- ناله و زاری
- نعره کشیدن
- هوار کردن
- ویله زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " howl " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "howl"
عباراتی شبیه به "howl" با ترجمه به فارسی
-
(جانور شناسی) میمون جارزن (انواع میمون های دم دراز جنس Alouatta و تیره ی Cebidae - بومی نواحی گرمسیر و جنگلی امریکا)
-
قصر متحرک هاول
-
(خودمانی) بزرگ · ترسناک · دلگیر · زوزه کش · زوزه کننده · سوگ انگیز · غم آور · ناله و زاری · نعره کش · گرفته
-
ژکیدن، زکیدن، زک و زار زدن، لندیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن