ترجمه "hub" به فارسی
مرکز, قطب, توپی بهترین ترجمه های "hub" به فارسی هستند.
The central part, usually cylindrical, of a wheel; the nave [..]
-
مرکز
nounThere's another hub in London, now, and the rest
در حال حاضر یک مرکز دیگر در لندن است و مابقی در حال آماده سازی هستند.
-
قطب
nounAnd Rwanda has decided to become the technology hub, or a technology hub
رواندا تصمیم گرفت تا قطب تکنولوژی، یا قطب تکنولوژی در
-
توپی
nounthe mud would be so deep that wagons would sink up to the hubs
و عمق گل و شل چنان بود که ارابهها تا توپی در آن فرو میرفتند
-
ترجمه های کمتر
- ناف
- قلبگاه
- میانگاه
- چرخمیان
- (مرکز فعالیت یا اهمیت یا توجه و غیره) کانون
- (وسط چرخ که اغلب بلبرینگ دارد و روی محور یا آسه می چرخد) توپی
- توپی چرخ
- مرکز فعالیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hub " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A place to access a set of related content and experiences. A Hub brings together apps, services and content of the same theme. A Hub weaves apps, services and content together in a way that makes sense, so that everyday tasks are easier, with fewer steps.
"Hub" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hub در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "hub"
عباراتی شبیه به "hub" با ترجمه به فارسی
-
قطب شرکت هواپیمایی
-
هاب
-
مرکز تبادل سفر