ترجمه "huff" به فارسی
قهر, خشم, رنجش بهترین ترجمه های "huff" به فارسی هستند.
huff
verb
noun
دستور زبان
A heavy breath; a grunt or sigh. [..]
-
قهر
nounWalk away in a huff?
اینکه با حالت قهر بذاری و بری ؟
-
خشم
His eyes gleamed and Mrs. Meade bit her lip in a huff.
چشمهای او درخشش خاصی داشت و خانممید لبهای خود را از خشم گاز میگرفت.
-
رنجش
-
ترجمه های کمتر
- رنجیدن
- رنجاندن
- آزردن
- تغیر
- (در اصل) خود را دمیدن
- (مهجور - از شدت غرور) باد کردن
- با خشونت و گردن کلفتی رفتار کردن
- با گستاخی رفتار کردن
- باد به غبغب انداختن
- باد زدن
- باد کردن
- خشمگین کردن یا شدن
- دلخوری (شدید)
- سینه افراشتن
- فوت کردن
- قهر کردن
- پف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " huff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Huff
proper
A surname.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Huff" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Huff در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن