ترجمه "humid" به فارسی
مرطوب, نمناک, نمدار بهترین ترجمه های "humid" به فارسی هستند.
humid
adjective
دستور زبان
Containing sensible moisture (usually describing air or atmosphere); damp; moist; somewhat wet or watery; as, humid earth; consisting of water or vapor. [..]
-
مرطوب
adjectiveYeah, right, but the boss likes it humid.
در واقع رییس از جاهای مرطوب خوشش میاد
-
نمناک
There appears, in the humid mist, the rat which seems the product to which Paris has given birth.
آنجا میان مهی نمناک موش صحرایی پدیدار میشود که گویی حاصل زایمان پاریس است.
-
نمدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " humid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "humid"
عباراتی شبیه به "humid" با ترجمه به فارسی
-
اقلیم قارهای مرطوب
-
زونهای مرطوب · مناطق اقليمي مرطوب · مناطق مرطوب
-
فصل باراني · فصل بارندگی · فصل مرطوب
-
رطوبتزدايي محيط زیست · کنترل رطوبت
-
اقلیم نیمهگرمسیری مرطوب
-
تری · رطوبت · نم
-
رطوبت
-
آب و هوای مرطوب · اقليم نمدار · اقلیم مرطوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن