ترجمه "humidity" به فارسی
رطوبت, نم, نمداری بهترین ترجمه های "humidity" به فارسی هستند.
humidity
noun
دستور زبان
dampness, especially that of the air. [..]
-
رطوبت
nounamount of water vapor in the humid air
Away from the heat and humidity of the coastal plain Luke mended rapidly.
به دور از گرما و رطوبت دشت، لوک بهسرعت بهبود یافت.
-
نم
nounIts humid warmth on her fingers sent a cold, fine tremor through her body.
وقتیکه انگشتانش نم گرم را حس کرد، چند شی از وحشت او را تکان داد.
-
نمداری
-
ترجمه های کمتر
- نمناکی
- تری
- درجه ی رطوبت
- میزان نمداری هوا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " humidity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Humidity
-
رطوبت
Humidity been fighting me on polishing day.
روز پوليش کردن ، رطوبت هوا مانع کارم ميشد
عباراتی شبیه به "humidity" با ترجمه به فارسی
-
اقلیم قارهای مرطوب
-
زونهای مرطوب · مناطق اقليمي مرطوب · مناطق مرطوب
-
فصل باراني · فصل بارندگی · فصل مرطوب
-
رطوبتزدايي محيط زیست · کنترل رطوبت
-
اقلیم نیمهگرمسیری مرطوب
-
تری · رطوبت · نم
-
آب و هوای مرطوب · اقليم نمدار · اقلیم مرطوب
-
رطوبت جوي · رطوبت نسبی · رطوبت هوا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن