ترجمه "humorous" به فارسی
فکاهی, نمدار, ویری بهترین ترجمه های "humorous" به فارسی هستند.
humorous
adjective
دستور زبان
Full of humor or arousing laughter; funny. [..]
-
فکاهی
adjectiveThis was no hyperbole, and her kittenish fury was not humorous now.
این گزافه گویی نبود و، خشم بچه گربه مانند او حالا هیچ نکتهی فکاهی ای نداشت.
-
نمدار
-
ویری
-
ترجمه های کمتر
- گشی
- دمدمی
- مرطوب
- (قدیمی) هوسباز
- (مهجور) خلطی
- (مهجور) نمناک
- خنده دار
- شوخ انگیز
- هزل آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " humorous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "humorous" با ترجمه به فارسی
-
کج خلقی، ترشرویی، بد اخلاقی
-
(کالبدشناسی) زلالیه (ماده ای که فضاهای خلفی و قدامی چشم در جلو عدسی را پر کرده است)
-
ایمنی هومورال
-
خشن
-
بذله گویی · خوش مزگی · خوشحالی · شوخی
-
از روی خوش مزگی · از روی شوخی · بطورشوخی امیز · بطورفکاهی
-
تن آبگونه ای · وابسته به چهار خلط (یا اخلاط اربعه) · چهارگشی · گشی
-
ضدفکاهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن