ترجمه "hundredth" به فارسی
صدم, یک صدم, صدمین بهترین ترجمه های "hundredth" به فارسی هستند.
hundredth
adjective
noun
دستور زبان
The ordinal form of the number one hundred. [..]
-
صدم
adjectiveordinal of 100
Dre, for the one hundredth time, can you please pick up your jacket?
" دري " براي بار صدم ، ميتوني لطفا ژاکتت رو برداري ؟
-
یک صدم
adjective nounat a cost of one one hundredth a traditional system.
به قیمت یک و یک صدم از نظام سنتی.
-
صدمین
She wished again, for the hundredth time, that David was not away.
برای صدمین بار اروز کرد که کاش دیوید در شهر بود و به سفر نرفته بود.
-
ترجمه های کمتر
- یکصدم
- یکصدمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hundredth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hundredth" با ترجمه به فارسی
-
اثر صدمین میمون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن